×
×

الحوزة العلمیّة، قطعة منفصلة بین الأرض و السّماء

انزوای فلسفه و عرفان در حوره علمیه

انزوای فلسفه و عرفان در حوره علمیه

عدم همراهی حوزه‌­های علمیه با مباحث روز

مرتضی روحانی

طلبه سطح۲-قم

 

نقل است یکی از طلاب حوزه علمیه نجف در دورانی نه چندان دور، دروس طلبگی را رها کرد و برای ادامه تحصیل به ایالات متحده امریکا رفت. پس از چند صباحی که درسش در آن دیار تمام شد و به موطن خود بازگشت، با یکی از هم­بحث­های قدیم خود مواجه شد. وی که هم­چنان در کسوت روحانیت باقی مانده بود، سوالی کرد مبنی بر اینکه: «جایگاه و نسبت حوزه علمیه را با فضای علمی دنیا چگونه می­بینی؟» اما پاسخ هم­بحث قدیم پتکی بود که هم­چنان می­تواند حوزه علمیه را بلرزاند؛ او گفت: «الحوزةُ العلمیة، قطعةٌ منفصلةٌ بینَ الأرضِ وَ السَّماء»

*******

طبق سنت قرآنی ارجاع متشابهات به محکمات، معتقد هستم حوزه علمیه دارای یک­سری مسائل خرد است که در ذیل مسائل کلان آن قابل فهم و حل می­‌باشد. به این معنا که تا مسائل کلان درست فهم نشوند، امکان فهم مشکلات و مسائل خُرد وجود ندارد و اگر هم راه حلی برای آن ارائه شود، واقع­‌بینانه نخواهد بود. در این میان، مسئله فلسفه نیز از این قاعده مستثنی نیست. به عبارت دیگر، بحران فلسفه و عدم توجه به آن در حوزه‌­های علمیه یکی از آن مسائل خردی است که تنها در ذیل مسائل کلان فهمیده می­‌شود. اما مسئله کلان حوزه­‌های علمیۀ امروز چیست؟

برای دریافت این خصوصیت، لازم است به صورت خاص به فلسفۀ وجودی حوزه­‌های علمیه توجه کنیم و ببینیم بر اساس چه نیازی لازم شده که نهادی تحت عنوان حوزه­‌های علمیه در جوامع اسلامی رشد و توسعه پیدا کند. بر اساس نظر بسیاری از علما، وظیفه اصلی حوزه­‌های علمیه بر اساس آیه «نفر» تعریف شده و هدف آن در مرحله اول، تفقّه در دین و در مراحل بعدی، اِنذار جامعه و هدایت آن است. این وظیفه خطیر در حوزه­‌های علمیه، با عنصر شناخت زمان، به یکدیگر آویخته و مفهوم اجتهاد را بازسازی کرده است. مفهومی که ریشه در روایات معصومین (علیهم السلام) داشته و باعث شده که شیعه بتواند در تمامی ادوار تاریخ خویش با تمام تفاوت­‌هایی که بین ادوار مختلف وجود داشته است، به­‌خوبی از عهده پاسخ­گویی به مسائل مطرح شده در جامعه برآید.

با توجه به تحلیل فوق، می­‌توان گفت فلسفه وجودی حوزه­‌های علمیه، ترویج دین است و گوهره ترویج دین در هر عصر و زمانه­‌ای، شناخت خصوصیات آن دوره تاریخی است. دوره تاریخی که متشکل از دو عنصر زمان و مکان است. حضرت امام خمینی (ره) در این­‌باره می­‌فرمایند: «زمان و مكان دو عنصر تعيين‏ كننده در اجتهادند. مسئله‏‌اى كه در قديم داراى حكمى بوده است به ظاهر، همان مسئله در روابط حاكم بر سياست و اجتماع و اقتصاد يك نظام ممكن است حكم جديدى پيدا كند، بدان معنا كه با شناخت دقيق روابط اقتصادى و اجتماعى و سياسى همان موضوع اول كه از نظر ظاهر با قديم فرقى نكرده است، واقعاً موضوع جديدى شده است كه قهراً حكم جديدى مى‏‌طلبد. مجتهد بايد به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد» (صحیفه امام ج ۲۱ ص ۲۸۸)

با توجه به این نکته، می­‌توانیم بگوییم امروز مشکل اصلی حوزه­‌ها همین مسئله ارتباط با جامعه و شناخت خصوصیات آن است. در چند دهه گذشته رشد سریع فن‌­آوری­های ارتباطی، فضای وسیعی را برای ارتباط بین فرهنگ‌های مختلف فراهم کرده است. فارغ از این نکته که این امکان، دارای یک فرهنگ مخصوص است، آن فضای وسیع ارتباطی باعث شده مفاهیم بسیاری از فرهنگ‌های مختلف به عرصه فضای فکری ایران وارد شوند؛ مباحثی مانند عرفان­‌های شرقی و امریکای لاتین، مفاهیم فلسفی غربی و ... . حال به این نکات، تغییراتِ به­‌وجود آمده در عرصه سیاست داخلی ایران را اضافه کنید که حوزه­‌های علمیه را وارد عرصه جدیدی از تاریخ خود کرده است؛ عرصه­‌ای که دین از کنج زندگی شخصی افراد به میان میدان آمده و در رأس هرم حکومت قرار گرفته است. در این میان، دین نه تنها موظف به تبیین مبانی نظری و تئوریک حکومت شده بلکه موظف شده تا راه‌کارهای حکومت دینی را نیز ارائه کرده و به ارائه مدلی در این زمینه بپردازد. اما سرعت بالای این تغییراتِ معرفتی از یک­سو، و موانعی هم­چون جنگ تحمیلی که بسیاری از اندیمشندان حوزوی و جوانان این نهاد را تا مدت­ها به خود مشغول داشته بود از سوی دیگر، باعث شد که اندیشمندان حوزوی نتوانند خود را به­‌موقع، با این مباحث همراه کنند.

این عدم همراهی حوزه‌­های علمیه با مباحث روز، در علوم مختلفی مانند فقه که یکی از قدیمی­ترین و اصلی­ترین علوم حوزوی است نیز بروز کرد. هم­چنین عدم توجه به ابعاد فقه حکومتی و مسائل مستحدثه­ای مانند بانک، فقه­‌الاداره، فقه­‌السیاسه، فقه­‌الاجتماع و... نشانه­‌های این عدم توجه است.

از سوی دیگر این مسئله در مباحث کلامی نیز ظهور کرده است. به عنوان مثال، مسئله ولایت امامان معصوم (علیهم السلام) که یکی از کلیدی­ترین اندیشه­های کلامی شیعه است، در چند سال گذشته از سوی افراد مختلف مورد هجمه و شبهه قرار گرفت.

مسئله فلسفه نیز از این قائده مستثنی نیست. گفتمان جامعه علمی ایران که بسیار گسترده­‌تر از جامعه حوزوی و دانشگاهی است، گفتمانی فلسفی و شبه­‌فلسفی است؛ گفتمانی که حوزه­‌های علمیه به علت عدم تعامل با آن، به ضرورتِ پرداختن به آن پی نبرده و احیاناً برخی از بزرگوارانی هم که به­‌صورت شخصی به پی­گیری این جریان پرداخته­‌اند، از قافله این علم عقب هستند. البته یادمان باشد که بسیاری از مباحث اندیشه در سه دهه اخیر به­‌وسیله برخی از نشریات و یا اندیشمندانی مطرح شد که نه متعلق به فضای حوزوی بودند و نه متعلق به فضای دانشگاهی. امروز بسیاری از حوزویانی که در نقد اندیشه غربی سخن می‌­گویند، هم­چنان دشمن خود را «پوزیتویسم» -آن هم با رویکرد «پوپر»ی‌اش- می­‌دانند، در حالی­که گفتمان امروزی، بحث­‌های پست­‌مدرنیسم با رویکردهای نسبی­‌گرایانه­‌ای است که احیانا برخی از حوزویان نیز به هوس دست­یابی و تبیین رویکرد علم بومی، به ورطۀ آن افتاده­‌اند.


کانال تلگرامی خانه طلاب جوان:

https://t.me/joinchat/AAAAAEFHQaGzdO-LLhdwYA

 


افزودن دیدگاه جدید

CAPTCHA
...
Fill in the blank.‎