×
×

جنگ نرم؛ نزاع بر سر جریان­ سازی

جنگ نرم؛ نزاع بر سر جریان­ سازی

یادداشت سید حمید رفیعی طباطبایی - طلبه سطح دو

«تبليغ بايد جريان ساز باشد، تبليغ بايد گفتمان ساز باشد، تبليغ بايد فضا ايجاد كند؛ گفتمان ايجاد كند. گفتمان يعنى يك مفهوم و يك معرفت همه‌گير بشود در برهه‌اى از زمان در يك جامعه. آنوقت، اين مي­شود گفتمان جامعه.» مقام معظم رهبری ۱۹/۱۰/۸۸

امروز، در عصر رسانه و ارتباطات، میدان جنگ­ها و نزاع حق و باطل، از جبهه سیاسی و نظامی به میدان جنگ نرم در جبهه رسانه‏ ها انتقال یافته است.

در واقع جنگ نرم چیزی نیست جز نزاع دو طرف درگیر برای تغییر گفتمان جامعه دیگر. اگر در میدان رقابت یکی از طرفین درگیر بتواند گفتمان جامعه مقابل خود را طبق اندیشه و تئوری­های خود تغییر دهد، خواهد توانست طرف دیگر را از درون و به وسیله نیروهای داخلی‏اش شکست داده، مشروعیت او را در میان افراد جامعه خود زیر سئوال ببرد و با این کار او را از درون متلاشی کند.

بی­شک، «تبلیغ» مهمترین ابزار ایجاد تغییر در گفتمان جامعه است. حتی می­توان ادعا نمود تبلیغ کلیدواژه‏ای است که تمامی راه‏های تغییر گفتمان جامعه را در خود جای داده است.

از این رو خدای متعال رسالت پیامبران، یعنی:«ایجاد جریان عبودیت در تمامی شئون زندگی فردی و اجتماعی بشر» را در تبلیغ خلاصه نموده می‏فرماید: «ما علی الرسول الا البلاغ»[۱]. با این حال خدای متعال در بسیاری از آیات مبارکه‏اش، هدف از ارسال رسل را اقامه نماز و زکات و به عبارتی اجرای عبودیت در تمامی شئون زندگی می‏داند. با این حساب، آیا گزافه گویی است اگر بگوییم معنایی از تبلیغ در اصطلاح قرآن مد نظر است که راهکار اجرایی کردن دینداری و عبودیت را در درون خود دارد؟ آیا اجازه داریم ادعا کنیم که تبلیغ در فرهنگ قرآنی جریان دادن مناسک عبودیت و بندگی خدای متعال در جامعه است؟

کوتاه کلام این است که منحصر دانستن رسالت انبیاء الهی در تبلیغ، به آن معنی است که ایجاد جریان و گفتمان عبودیت خدای متعال و مبارزه با گفتمان جریان طغیان و طاغوت؛ تنها به یک وسیله محقق می‏شود و آن وسیله همانا «تبلیغ» است.

اما برای تحقق این هدف باید چه رویکردی در تبلیغ داشت؟

طلبه‏ای که برای تبلیغ به مسجد یک محله یا روستا می­ رود، یا در یک مدرسه یا اداره مشغول به خدمت است، ویا امام جمعه ‏ای که به نمایندگی ولی فقیه، رسالت اجرا و اقامه­ی دین در حوزه ماموریتی خویش را به عهده دارد، برای رسیدن به این هدف خود دو نوع مشی و حرکت را پیش ‏رو دارد:

اولین رویکرد آن است که با رویکردی فردی و طبق توان­های شخصی خود به یک یک مخاطبینش رو کند و با تکیه به جاذبه کلام و رفتار خود، آنان را یک یک به سوی خود و پیام خود جذب کند.

در این فضای نگرشی است که می­بینیم اکثر اساتید و مدرسین حوزه، در مدارس و مجالس خود به طلاب توصیه می‏ کنند که برای موفقیت در تبلیغ به سازندگی فردی و اصلاح اخلاق فردی و اجتماعی خویش بیش از همه چیز عنایت کنند تا جاذبه‏ ی در کلام و رفتار که لازمه­ ی گیرایی تبلیغ است را به دست آورند.

اما آیا این سلاح مهم و کارآمد برای موفقیت در تبلیغ کافی است؟ آیا این نوع تبلیغ که فقط به ضمیمه و به اعتبار مبلغ خویش نفوذ و تاثیرگذاری دارد تا چه حد توان این را دارد که از سطح مخاطبین مستقیم و اولیه خویش فراتر رفته، غایبین و یا رمندگان از دین و یا حتی آیندگان را نیز تحت تاثیر خویش قرار دهد؟

این رویکرد تبلیغی که در عالی ترین و اثر گذارترین شکل خود در قالب فراگیر شدن تبلیغ چهره به چهره نمود دارد، تا چه حد می‏ تواند اقشار مختلف اجتماعی با سطح توان‏ ها و قابلیت‏ های متنوع معنوی را به دنبال خود حرکت دهد؟

رویکرد دیگر که به حق باید آن را رویکرد سنتی مبلغان اصلی و واقعی دین دانست، رویکرد «جریان‏ سازی و گفتمان‏ سازی» در تبلیغ است.

مبلغی که با هدف و رویکرد جریان‏ سازی وارد فضای تبلیغ می‏ شود، به این می ‏اندیشد که از تمام توان و امکانات خود استفاده کند تا دایره مخاطبین و تاثیرگذاری خویش را در زمان و مکان توسعه دهد، به شکلی که غیر از مخاطبین اولی و مستقیم خود، پیام خود را به آنان که به دلایل زمانی و مکانی امکان مخاطبه مستقیم با آنان را ندارد و حتی به کسانی که برای شنیدن پیام او اقبالی ندارند نیز ابلاغ کند. و جریان‏ سازی تنها راه رسیدن به این مقصد است.

اندیشه ‏ی این که فضای ارزش‏ ها و اعتقادات مخالفین و مستضعفین فکری اجتماع را بدون این که متوجه شوند به سمت گفتمان دین و آرمان خویش تغییر دهد، مبلغ بلند همت را به این سمت سوق می ‏دهد که با ایجاد جریان فراگیر و قدرتمند بندگی خدای متعال در تمامی شئون زندگی اجتماع، غرق شدگان جریان سقوط را به سمت قله عبودیت حرکت داده و با موج گسترده خود، امواج دنیا گرایی جنود جهل و شیطان را ساکت و سرکوب سازد.

این نوشتار در پی آن است که برخی از شاخصه ­های تحقق چنین تبلیغی را برشمارد:

۱- کار تشکیلاتی وگروهی و تقسیم مسئولیت ‏ها بر محوریت تبعیت و اجرای منویات «ولی»

مهم‏ترین شاخصه­ی تحقق این جریان این است که در مسیر این جهاد فرهنگی، هم رزمان و فرمانده جبهه خود را بشناسد و به مهم ترین قاعده‏ی جهاد که همانا تبعیت و اطاعت از فرمانده و هماهنگی با سایر نیروهاست پای‏بند باشد. بی شک مقابله با دشمن مسلح و بی‏رحمی که به چیزی غیر از درهم شکستن و نابود کردن ما نمی‏اندیشد بدون کار گروهی و بدون تقسیم مسئولیت­ها، تحت رهبری رهبر الهی امکان‏پذیر نیست.

۲- شناخت وضعیت فعلی و وضعیت مطلوب و ترسیم راهکار و چشم­اندازهای عملیاتی برای رسیدن وضعیت مطلوب

با شناخت وضع موجود جامعه است که می ­توان در فضایی عینی، مجاری‏‌ای که دشمن برای نفوذ خویش گشوده را شناخت، و به کمبودها و نقاط آسیب ­پذیر واقف شد. و با شناخت وضعیت مطلوب و اتخاذ مسیر و برنامه ­های میان مدت و بلند مدت فرهنگی و ترسیم چشم ‏اندازهای قابل ارزیابی است که رسیدن به مطلوب قابل تحقق می­شود. در بُعد کشوری و بین المللی مسئله؛ این همان دغدغه و مطلوب دیرین رهبر معظم انقلاب است که همیشه از حوزه­های علمیه و متولیان فرهنگی جامعه طراحی مهندسی فرهنگی جامعه را مطالبه می‏ کنند.

۳- پیام متناسب با نیاز مخاطب و زمانه

چنانچه مبلغی بخواهد که پیام او در جامعه نقل محافل و مجالس شده و سازنده‏ی گفتمان جامعه گردد ناگریز است که به نیازها و سئوالات جامعه توجه کند. ممکن است مبلغی با تکیه بر جاذبه­ های شخصی در کلام و منش خویش، بتواند پیامی که مطالبه و سئوال مخاطب نیست را نیز به او القا کند؛ اما مبلغی که قصد جریان دادن پیام و گفتمان دین تا بیرون از مرزهای مسجد یا مصلا و یا کلاس درس را دارد، لازم است که پیامی را انتخاب کند که درد روز جامعه و نیاز ملموس ایشان باشد. چون در بیرون از این مرزها امکان اینکه خود مبلغ به پیام خویش ضمیمه شود کمتر امکان دارد، و در صورت طبیعی پیامی نقل محافل است که علاوه بر پردازش بلیغانه، درد و مسئله روز و مبتلابه اجتماع نیز باشد. در این راستا چنانچه مبلغ، پیامی را ضروری و لازم می­ بیند که جامعه به آن نمی ‏اندیشد و نسبت به آن احساس نیاز نمی‏کند، باید با برنامه‏ای بلند مدت ابتدا زمینه ‏های ایجاد عطش و نیاز و مطالبه اجتماعی نسبت به آن گزاره را ایجاد کند تا در بستر این مطالبه عمومی بتواند آن پیام را قابل جریان کند.

۴- ایجاد سازوکار جریان یافتن پیام

برای اجرا و جریان دادن تبلیغ در جامعه، نمی­توان به القای یک پیام در خطابه و منبر بسنده کرد و منتظر ماند تا پیام، خود جریان یافته و گسترده شود، بلکه مبلغ خود باید شریان­ هایی را برای جریان یافتن آب زلال پیام خویش در متن جامعه ایجاد کند. در این منظر است که توجه به رسانه­های متنوع و پرمخاطب­تر اولویت و اهمیت پیدا می­کند. تسلط به رسانه­ های روز و پردازش مناسب پیام، متناسب با رسانه انتخابی و بسیج نمودن همه رسانه­های ناطق و صامت و... اموری است که رسانه ­ها را در خدمت مبلغ درمی­آورد تا ابزاری برای نیل به این هدف باشند.

رهبری و مدیریت نهادهای کوچک اجتماعی (نظیر انجمن­ها، مساجد، پایگاه­های فرهنگی، هیئت­ها، جلسات کوچک دوستانه و...) و در مواقع لازم ایجاد و ابداع نهادها و تشکیلاتی این­چنینی، راهکاری است که اثر آن را در ایجاد جریان­های اجتماعی به مرات مشاهده کرده، و شرطة الخمیس، مساجد، مجالس ذکر فضائل یا مصائب اهل بیت علیهم­السلام وپایگاه­ های بسیج؛نمونه­ هایی از این رویکرد است که در سیره اهل بیت علیهم­السلام و علمای بزرگی چون حضرت امام رحمةالله­ علیه دیده‏ می­شود.

۵-     شناخت مواضع حساس تر و تاثیرگذارتر

کسی که به دنبال جریان سازی است، مسلما به شبکه ­ای نیاز دارد که پیام در آن جریان یابد. اگر گروهی از جامعه هستند که مجاری خوبی برای انتقال پیام هستند، غیر از اینکه خود ایشان دسته‏ای از مخاطبین هستند از این حیث که عمل یک رسانه را در رساندن پیام نیز انجام می ‏دهند حائز اهمیت هستند. عده‏ای چون هنرمندان، نخبگان، ورزشکاران، چهره‏های مردمی، بزرگان یک شهر و ... به روشنی در جامعه ما عمل رسانه را انجام می­ دهند، به همین دلیل می­توانند ابزاری برای جریان پیام ما باشند. البته ما وقتی در تبلیغ موفق خواهیم بود که خود تعیین کنیم که چه گروهی جایگاه رسانه را در جامعه پیدا کند و چه گروهی از این مقام پایین بیاید و از اقبال عمومی بیفتد. اما قبل از این که به این توان برسیم باید از این رسانه ­ها در جهت اهدافمان استفاده کنیم.

اقشاری مثل دانش آموزان و دانش­جویان نیز برای جریان سازی جایگاهی ممتاز دارند. چون غیر از اینکه خود مخاطبینی هستند که اقبال به تحقیق علمی و معرفتی دارند، اولا توان­های علمی و عملی آینده جامعه­ اند، و ثانیا با تکیه بر نیروی جوانی، در جریان آفرینی تاثیر خاصی دارند. چنانچه دیدیم در دوران دفاع مقدس این عده بودند که موج و جریانی از شهادت طلبی را در کشور ایجاد کردند. امروز نیز می ­بینیم که چگونه دشمنان برای حاکم کردن گفتمان و جریان خود بر روی دانش­جویان و دانشگاه حساب گشوده ‏اند.لذا برای جریان سازی نمی‏توانیم از این دو قشر مهم غافل باشیم.

۶- توجه به شاخص‏های کلی و فراگیرتر

بسیاری از پیام­های جزئی‏تر را می­توان به صورت غیرمستقیم و با حل مسئله­ی بزرگ‏تر و اساسی‏تری که در هِرم معارف دینی در جایگاه بالاتر و شامل­تری قرار دارد حل کرد.

مسئله ولایت خدای متعال و اولیاء او، مسئله­ای است که حل صحیح و اساسی آن، اصلاح کننده تمام بینش­ها و گرایش­ها و آداب اجتماعی و افعال و اعمال است، لذا طرح و بررسی مسائل نظری و معرفتی این موضوع و شبهات و سئوالات پیرامون آن در هر زمان، پیامی است که برای اصلاح و جهت دادن به گفتمان جامعه در اولویت قرار دارد. به همین شکل با در نظر گرفتن اقتضائات و سئوالات هر دوره، موضوعی که در هرم معارفی در رتبه بالاتری قرار دارد را باید در اولویت قرار داد، تا حل آن مسائل بار حل مسائل جزئی­تر را به عهده بکشد.

۷- تاکید بر نقاط اصلی نزاع، با در دست گرفتن تعیین محل نزاع

باید مراقب باشیم تا وقت و توان تبلیغی و گفتمان‏سازی نهادهای تبلیغی دین و مخاطبین را صرف در امور فرعی که برای ما در اولویت طرح نیستند و در واقع به فضای گفتمانی جامعه تحمیل شده ­اند نکنیم.در بسیاری از مواقع، گفتمان انحرافی دشمن در فضای مشغول داشتن جامعه به مسائل غیر اصلی و فرعی به اجتماع تزریق می شود. مثلا با مشغول داشتن افکار عمومی جامعه به موضوع فروش زمین توسط فلسطینیان به یهودیان، اصل مسئله غصب و اشغال یک سرزمین را مشروعیت می ‏بخشند.

۸- شناخت دشمن و رسانه های او

وقتی فضای تعیین گفتمان جامعه را میدان رقابت و نزاع دانستیم نباید از نهادها و رسانه هایی که دشمن از آنها جهت نشر گفتمان و تفکر خود استفاده می­کند غفلت کنیم.

شناخت این رسانه ها به ما کمک می‏کند که شبهه ­ها و یا برنامه دشمن را پیش از آن که در فضای جامعه منتشر شود رصد کرده و پیش از ابتلا مداوایی برای آن بیاندیشیم.

۹- ارائه راهکارهای عملیاتی برای اجرای گفتمان و اندیشه خود

اکتفا نمودن به صرف مباحث تئوریک و نظری دین بدون اندیشیدن در مورد راهکارهای اجرایی کردن آن­ها در فضای امروز که رقیب گفتمانی ما راهکارهای پیاده کردن آموزه ­هایش را در جامعه اجرایی نموده و در صدد تسهیل جریان تمدن خود در جوامع می ‏باشد، چیزی نیست مگر تسلیم نمودن مخاطبین و جامعه به فرهنگ و گفتمان مهاجم.  لذا باید متناسب با فضای عینی جامعه، راهکار اجرایی کردن آن آموزه را به مخاطب نشان دهیم. مثلا اگر برای ازدواج زود و آسان تبلیغ می ‏کنیم، راهی برای عملی شدن این آموزه را نیز به جامعه تعلیم نماییم تا جوانان آسیبی از ناحیه عمل به این فرهنگ نبینند. و یا اگر مفهوم توکل را تعلیم و تبدیل به گفتمان می‏کنیم؛ راه عملی توکل کردن در جامعه امروز را نیز به صورت فرمولی قابل اجرا ارائه نماییم. پیام ما به همراه این راهکار اجرایی است که قابلیت جریان یافتن در جامعه را خواهد داشت، نه زمانی که مفاهیمی صعب الوصول را بدون ارائه راه وصول به آن تبلیغ کنیم.

۱۰- رویکرد تهاجمی به جریان ضد

گاهی نیز باید برای پیشبرد قدرت گفتمان خود، باید از لاک انفعال و دفاع و از موضع پاسخ‏گویی بیرون آمده، به گفتمان مقابل حمله کنیم. برای جریان و گفتمان کردن فرهنگ قناعت، می‏توان به فرهنگ تجمل گرایی حمله کرد. برای تبلیغ حکومت دینی، باید مبانی حکومت لیبرال-دموکراسی را زیر سئوال برد و... . زیرا فضای جریان سازی فضای جهاد و نزاع با گفتمان مقابل است، و حمله راهی برای پیروزی و در واقع بهترین دفاع است.

در پایان این گفتار توسل می‏کنیم به مقام بلند بزرگ پرچم‏دار تبلیغ عبودیت و دین‏داری، حضرت علی بن الحسین امام زین العابدین علیه‏السلام که فرهنگ تولی و سوگواری برای سید شهیدان را به گونه‏ای تبلیغ و تبدیل به یک جریان نمود که راه و روش حسینی تا به امروز گفتمان و شاخص شناخت حق از باطل گشته و جامعه شیعه را از افتادن در تمامی گرداب‏ های فتنه نجات داد. امید داریم به عنایت روح بزرگ آن ولی معصوم خدا، در گسترش فرهنگ دین و معنویت و ولایت در رکاب نائب امام زمان علیه ‏السلام، پیروز و موفق باشیم.


[۱] ۹۹ مائده

 


افزودن دیدگاه جدید

CAPTCHA
...
Fill in the blank.‎