×
×

فقه در ساحت تربیت| نگاهی به کتاب فقه تربیتی

فقه در ساحت تربیت| نگاهی به کتاب فقه تربیتی

مقاله: حجت الاسلام روح الله میرزایی پور

۱.مقدمه

در ميان گسترش علوم انسانی و تشکیل دانش‌های جدید در چند دهه اخیر و سرعت رو به رشد آنها، پیشرفت و گسترش علم فقه نیز قابل تأمّل است. علم فقهی که در سايه بررسی و بیان احکام خمسه در مورد تمام افعال اختیاری انسان، گاه باید پاسخگوی مسائل جدید، اعمّ از مسائل مستحدثه حاصل از تکنولوژی و مسائلی که در حکومت اسلامی پیش می آید، باشد، و گاه باید پشتیبان و اتاق فکر علوم انسانی باشد. به‌ويژه، در دوره كنوني که بعد از چند قرن یک حکومت اسلامی شیعی كه داعیه دار جهانی شدن است، تشکیل شده است، ضرورت تعامل فعال علم فقه با ساير علوم انساني محسوس‌تر است.

در اين ميان، یکی از دانش‌های جدیدی که می تواند تعامل خوبي با فقه داشته باشد، علوم تربیتی است. از آنجا که پایه‌های علوم تربیتی اسلامی و تولید نظریه در اين زمینه بر فلسفه تربیت اسلامی و فقه تربیتی استوار است، برای تأمین این ضرورت بنیادین و نیز پاسخگوئی به مسائل مورد ابتلای جامعه در این قلمرو، به پایه‌ریزی باب فقهی جدیدی به نام «فقه تربیتی» نياز است. اين كار، باعث مواجه شدن علم فقه با عرصه‌های عینی و اجتماعی جامعه مي شود و كمك مي كند كه علم فقه، نظاره‌گر تاثيرات احكام صادرة خود در اجتماع باشد.

۱.۱.پیشینه مسئله فقه تربيتی

در چند سال اخیر، حوزه علميه در قلمرو فلسفه و کلام، و در علوم انسانی، زمینه تحقیق و پژوهش را برای تولید نظریه فراهم كرده است. از آثار اين حركت می توان به پیدایش دانشي به نام «فقه تربیتی» اشاره کرد.

حوزه علميه در چند دهه اخیر در زمینه تعامل نظري ميان مباحث اسلامیِ تعليم و تربيت، و مباحث آكادميك تعليم و تربيت، چند مرحله را طی کرده است:

۱.پرداختن به مباحث اسلامي تعليم و تربيت به همراه ارائه صورت‌بندي جديد از آن، بدون توجه به فضاي آكادمیک تعليم و تربيت. اين تلاشها پيش فرض خاصي داشته است و آن اينکه مباحث تعليم و تربيتي، به صورت بالفعل در علوم اسلامی موجود است و تنها باید آنها را دسته بندي، تبيين و عرضه کرد. از جمله اين فعاليتها، مي توان به آثار آیت الله امینی(دامت بركاته) اشاره كرد.

۲.ورود به مباحث تربيتي به‌شکل آکادمیک و منسجم و با نگاهی تخصصی در حوزه های آموزشی و پژوهشی. از جمله، فعالیتهای موسسه امام خمینی(ره)، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و ... .

۳.مرحله ای که باید به سمت آن گام برداشت. و آن اینكه، باید نگاه آکادمیک را تقویت کرد و دانشهای کلام و فقه و اخلاق را در حوزه تعلیم و تربیت سامانی نوین داد و علوم تربیتی اسلامی را با همان هویت علمی، در پرتو این پایه‌های معرفتی و فکری شکل داد.

۲.۱.رابطه معارف اسلامی و علوم تربیتی

مناسبات ميان معارف اسلامی (به عنوان منظومة شامل علم فقه) و علوم تربیتی (به عنوان منظومة پشتيبان تربيت)، مي‌تواند با دو رويكرد تصوير شود:

۱-حوزه علوم اسلامی (کلام-فقه-اخلاق) با پرسشها و موضوعات جدید تربیتی مواجه شده، رشد پيدا كند، و با تأکید بر حفظ هویّت اسلامی، در سه حوزة «فلسفه تربيتي»، «فقه تربيتي» و «اخلاق تربيتي» گسترش و تعميق پيدا كند. در اين صورت، «فقه تربیتی» متکفّل بسط و گسترش فقه درقلمرو مسائل تعلیم و تربیت بوده وگزاره‌های تعلیم و تربیت را با نگاه فقهی مورد بررسی قرار خواهد داد.

۲-از اساس، به تولید علم دینی در حوزه علوم تربیتی پرداخته شود. که در اين صورت، علوم تربیتی با حفظ هویت علمی، چهره اسلامی به خود می گیرد.

 

۲.معرفي كتاب فقه تربيتي

هدف اصلي مقالة پيش‌‌رو، آشنايي عمومي طلاب با مباحث فقه تربيتي و باب فقهيِ «فقه التربيه» از طريق كتاب «فقه تربيتي»، نوشتة حجت الاسلام و المسلمین اعرافی(دامت بركاته) است. اين كتاب حاصل بخشي از سلسله مباحث «فقه التربیه» است كه در قالب درس خارج فقه ايشان ايراد شده است. شرکت کنندگان در این درس، طلاب فاضل و ورزیده‌ای بوده‌اند که غالبا در رشتة علوم تربیتی، تحصیل و تحقيق آكادميك داشته‌اند.

به همين منظور، خلاصه‌اي از مباحث كتاب مذكور، به روش چكيدة سو‌گرفته، ارائه شده است. در فصل پایانیِ اين كتاب، بحثي درباب فقه تربیتی درگرفته است، كه مطالب آن قابل توجّه، و متناسب با هدف اين مقاله، خواهد بود.

۱.۲.بيوگرافي مؤلف

حجت ‌الاسلام و المسلمین‌ علی‌رضا اعرافی،‌ در سال‌ ۱۳۳۸ به‌ دنیا آمد. به‌ سرعت‌ دروس‌ دوره مقدمات‌ و سطح‌ را به‌ پایان‌ رساند؛ به‌ گونه‌ای‌ که‌ در سال‌ ۱۳۵۶ به‌ درس‌ خارج‌ بزرگان‌ قم‌ راه‌ یافت‌.

وي در دوره‌ تعلیم‌ و تربیت‌ دفتر همکاری‌ حوزه‌ و دانشگاه (پژوهشگاه حوزه‌ و دانشگاه‌) شرکت کرد.
در تفسیر، شاگرد آیت‌ الله مشکینی(ره)‌ و در هیئت‌، شاگرد آيت الله حسن‌ زاده‌ آملی(دامت بركاته)‌ بود. کتابهای‌ «فلسفتنا» و «اقتصادنا»، نوشته‌ شهید صدر(ره‌) را نزد آیت‌ الله سید کاظم‌ حائری(ره)‌ فرا گرفت‌. در درس‌ خارج‌ فقه‌ و اصول‌، شاگرد استادانی‌ چون‌ آیت‌ الله العظمی‌ حاج‌ شیخ‌ مرتضی‌ حائری‌(ره‌)، آیت‌ الله العظمی‌ فاضل‌ لنکرانی‌(ره)، آیت‌ الله العظمی‌ وحید خراسانی‌(دامت بركاته)، آیت‌ الله العظمی‌ جواد تبریزی(ره)‌، آیت‌ الله العظمی‌ مکارم‌ شیرازی(دامت بركاته) و آیت‌ الله العظمی‌ شبیری‌ زنجانی(دامت بركاته)‌ بود. دروس‌ اسفار اربعه‌، برهان‌ شفا، فصوص‌ الحکم‌ و تمهید القواعد را نزد آیت‌ الله جوادی‌ آملی(دامت بركاته) و بخشی‌ از اسفار را نزد آیت‌ الله‌ شهید مطهری(ره‌) آموخته و در زمینه فلسفه‌ از آیت‌الله مصباح‌ یزدی‌(دامت بركاته) بهره‌های ‌بسیار برد.

وي بسیاری‌ از کتب‌ دوره سطح‌ را بار‌ها تدریس‌ کرده است و سالها به‌ تدریس‌ اسفار اربعه‌ و خارج‌ فقهِ قضا و تربیت‌ (فقه‌ التربیه) اشتغال‌ داشته‌ است‌. ویژگی‌ تدریس‌ او، نوآوری‌ و تطبیق‌ مباحث‌ موجود در کتب‌ قدما، با مبانی‌ امروزین‌ علوم‌ است‌.
همچنين کتابهای‌ بسیاری‌ در زمینه‌ علوم‌ تربیتی‌ به‌ چاپ‌ رسانده‌ است‌،‌ از جمله‌،‌ می‌توان‌ به‌ کتاب‌ «فلسفه‌ تعلیم‌ و تربیت‌» اشاره‌ کرد.

۲.۲.مسئله کتاب

بررسي امکانِ ارتباط و تعامل دو علم «فقه» و «تربیت»، و ضرورت ايجاد دانشِ ميان‌گرايشي يا باب جديد فقهی به نام «فقه‌ تربیتی»؛ و بررسي جايگاه، وظايف، مسائل و دورنماي مباحث «فقه تربيتي» و طرح نظام تربيتي اسلام. 

۳.۲.ساختار کتاب و گزارش محتوا

کتاب شامل یک پیشگفتار و چهار فصل است.

۱.۳.۲.پيشگفتار

پیشگفتار شمايی کلی از تغییر و تحولات در حوزه، و بسط علوم انسانی در آن است، به‌ويژه در آن به علوم تربیتی و ارتباط آنها با علوم حوزوی مد نظر قرار گرفته است. اين بخش، هدف از پایه ریزی فقه تربیتی را مقدم بودن فقه تربیتی براي ساخت پایه های علوم تربیتی اسلامی و همچنين تولید نظریه در زمینه تربیت اسلامی عنوان کرده است.

۲.۳.۲.فصل اول: فقه

فصل اول، دربارة تعریف فقه، موضوع فقه (رفتارهاي اختياري مكلف)، و محمول فقه (تشريع الهي براي تنظيم حيات انسان) بحث کرده است. و در نهایت فقه را «دانشی درباره رفتار اختیاری مکلف از حیث اتصاف آن به یکی از احکام پنجگانه» تعریف می کند.

۳.۳.۲.فصل دوم: تربيت

فصل دوم، از مباحث ذيل بحث مي كند:

تعريف لغوي تربیت؛ تعریف اصطلاحي تربیت به «ایجاد تغییر تدریجی و شکوفا‌سازیِ استعدادهای متربّي، در ساحتهای ذهنی و روحی و جسمیِ شخصیت و رفتار، از سوی مربِّی»؛ بيان تقسیمات تربیت؛ تبيين نظام تربیتی شامل مبانی، اهداف، اصول و روشها؛ تعريف علوم تربیتی به «دانشي كه عهده‌دار تحقيق و مطالعه در فرايند تربيت است و موضوعش فرايند آموزش و پرورش است»؛ نسبت تربیت و مفاهیم مشابه، مانند «تعلیم» كه داخل در تربيت است، «تبلیغ» كه به دلیل زودگذر بودن، خارج از تربيت است، «تادیب» كه داخل در تربیت است، «اخلاق» كه به دلیل دگر ساز بودن تربیت، خارج از تربیت است.

۴.۳.۲.فصل سوم: تعامل فقه و تربيت

اين فصل دربارة روابط علوم، رابطه فقه و تربیت، تأثیر تربیت بر فقه و بالعکس، و تأثیر علوم تربیتی بر فقه و بالعکس، بحث کرده است. در نهایت نيز بيان كرده است كه «تربيت» به علت وجودِ جریانِ خارجی، در چند حوزة «گسترش دامنه فقه»،  «نظام سازی تربیتی» و «ارائه تحلیل تربیتی»، بر «فقه» تأثیر می‌گذارد. و خود نیز، به عنوان موضوعی جدید برای علم فقه، در عرصه‌هاي تأثیر در مبانی، اهداف، اصول، روشها، ابعاد، ارکان و مراحل علم فقه، از اظهار نظرهای فقه تأثیر می‌پذیرد.

همچنین تاثیرات دانشِ عهده‌دارِ این جریان، یعنی «علوم تربیتی» بر «فقه» را در سه گسترة «طرح موضوعات جدید»، «تشخیص موضوعات» و «طرح روشهای نوین» قابل بررسی دانسته ‌است. در مقابل نيز نقش «فقه» را بر «علوم تربيتي» در موارد جهت‌دهی، محدود‌سازي و ضابطه‌مندی، طرح روشها و اصول نوین، و ایجاد مسئله براي تحقيق، بیان می‌کند.

بر اساس چنین رابطة عمیق و تنگاتنگي كه ميان فقه و تربيت، و فقه و علوم تربيتي وجود دارد، ضرورت همکاری این دو رشته و تاسیس دانشی میان‌گرایشی، یا ایجاد باب و کتاب فقهی جدید در فقهِ رایج، خود نمایی می کند.

۵.۳.۲.فصل چهارم: فقه تربيتي

این فصل به معرفی مفهوم «فقه تربیتی» و گستره افقهای آن می پردازد. و از رهگذر مروری بر مدلهای ارائه شده برای طبقه بندی فقه و بررسی پیشینه دسته بندی مباحث فقه، سرانجام از جایگاه «فقه تربیتی» در فقه رایج و در منظومه معارف اسلامی بحث می کند.

اين كتاب در ادامه، اشاره مي كند كه از تعامل و مواجهة دو دانش فقه و تربیت، باب جدیدي در فقه به وجود مي آيد. اين باب جديد مي تواند گسترة وسیعی از مباحث تربیتی چون تعلیم، تعلّم، تربیت، و عوامل و موانع آنها را در خود جاي دهد. همچنين مي تواند دستاوردهای گرایشهای گوناگون علوم تربیتی چون مدیریت آموزشی، برنامه ریزی درسی، تکنولوژی آموزشی و ... را نيز شامل شود. تماميِ این موارد از آن جهت که در مقام تربیت و تأثیر و تأثّرند، و از آن جهت که رفتاری از رفتارهای اختیاری مکلّفند، در موضوع «فقه تربیتی» اخذ مي شوند و وظیفه تعیین حکم آن نیز بر عهده فقیه است.

در نهايت مولف محترم «فقه تربیتی» را اینگونه تعریف کرده است: «دانشی که از رفتارهای اختیاریِ صادر شده از مربیّان و متربیّان، در مقام تربیت، از نظر اتّصاف آنها به یکی از احکام پنجگانه بحث می کند.»

در ادامه، مباحث مربوط به فقه تربيتي به صورت تفصيلي تر مورد بحث قرار مي گيرد.

۵.۳.۲.الف.جایگاه فقه تربیتی در دسته بندی ابواب فقه

بر اساس نظر اين كتاب، هر يك از فقها در ابواب فقه، دسته بندي خاصي انجام داده اند. در اينجا به‌تناسب، به سه دسته‌بندي اشاره مي شود و در هر يك، جایگاه «فقه تربیتی» نشان داده مي شود.

-دسته بندي محقق حلّي(ره)

۱.عبادات

۲. عقود

۳.ایقاعات

۴.احکام بالمعنی الخاص:

   ۱.۴.بعد اقتصادی

   ۲.۴.بعد فرهنگی شامل فقه تربیتی و فقه  اخلاقی

   ۳.۴.بعد سیاسی

   ۴.۴.بعد اجتماعی

-دسته بندي شهيد صدر(ره)

۱.عبادات

۲.اموال

۳.سلوک و آداب رفتاري

   ۱.۳.عمومي (رفتارها و سلوك دستگاههاي حكومتي و عمومي)

   ۲.۳.شخصي:

        ۱.۲.۳.روابط خانوادگی

        ۲.۲.۳.روابط اجتماعی- فقه تربیتی

-دسته بندي مؤلف كتاب

ملاك اين دسته‌بندي، ارتباطات چهارگانه انسان است.

۱.ارتباط با خدا

۲.ارتباط با خویشتن

۳.ارتباط بادیگران:  از جهت فرهنگی: ارتباطات فرهنگی(فقه تربیتی)

۴.ارتباط با طبیعت

 

۵.۳.۲.ب.جایگاه فقه تربیتی درمنظومه معارف اسلامی

بر اساس اين كتاب، گزاره های دینی به سه بخش تقسیم می شوند:

۱.گزاره های انشائی فقهی (دانش فقه)

۲.گزاره های انشائی اخلاقی (دانش اخلاق)

۳.گزاره های توصیفی:

۱.۳.کلام عام و بنیادی 

۲.۳.کلامهای خاص (فلسفه های مضاف)

بر اين اساس، دیدگاه اسلام در موضوع تربیت (نظام تربیتی اسلام)، مشتمل بر سه گونه خواهد بود:

۱.گزاره های انشائی فقهی: فقه تربیتی اسلام

۲.گزاره های انشائی اخلاقی: اخلاق تربیتی اسلام

۳.گزاره های توصیفی: فلسفه تربیتی اسلام

به اين ترتيب، نظام تربیتی اینگونه تعریف می شود: «مجموعه ای از مفاهیم و اندیشه های منظم و سازمان یافته درباره تربیت، که ميان آنها روابط متقابل جریان داشته، از نوعی همبستگی درونی برخوردار باشند و نگاهی نظام وار و منسجم به تربیت در سطح کلان داشته باشند». البته چنین پژوهشی از عهده فقه تربیتی خارج است و باید در جایی دیگر به آن پرداخت.

۵.۳.۲.ج.اسلامی کردن تربیت

مؤلف كتاب، اسلامی کردنِ تربیت را مبتني بر چند امر مي داند:

۱.به‌ دست آوردن نظر اسلام در مورد تربیت، در گزاره‌های توصیفی، و در گزاره‌های انشائی؛

۲.به دست آوردن فلسفه تربیت اسلامی از گزاره های توصیفی، كه متکفل دو رکنِ مبانی و اهداف است.

۳.بیان اصول و روشهای تربیتی اسلام  به كمك فقه تربیتی و اخلاق تربیتی

۵.۳.۲.د.دانشهای اسلامی مرتبط با فقه تربیتی

در بحث تربیت رجوع به منابع اسلامي، سبب تشکیل دانشهای جدید می شود. دانشهايي چون تفسیر تربیتی، فقه الحدیث تربیتی ، سیره تربیتی و ... .

۴.طرح بعضي ابهامات

آن‌گونه که از اين کتاب بر می آید، م‍ؤلف محترم عقيده دارد «فقه تربيتي» بحثي اضافه بر فقه موجود نيست، بلكه جمع‌آوري مطالب پراكندة اين موضوع، از منابع و متون فقهي است. او در مصاحبه با مجله معرفت اين‌گونه مي گويد: «فقه التربیه اگر چه ممکن است یک عنوان جدید به شمار بیاید، ولی ریشه های آن در فقه سنتی و متداول موجود است. مثلا مباحثی که درباره تعلیم علوم، انواع علوم و امثال اینها در مکاسب محرمه مطرح است، در حقیقت جزئی از فقه‌التربیه است و به همین دلیل نمی توان گفت فقه التربیه یک موضوع فقهی کاملا جدید است، بلکه این موضوع همیشه در زندگی بشر وجود داشته و بخشهایی از آن در فقه مورد بحث قرار گرفته است. اما به دلیل اینکه اصولا این مباحث تعیّن و تشخّص مستقلي نداشته است، کتاب تعلیم و تربیت یا فقه التربیه نداشته ایم. از سوی دیگر، به دلیل اینکه عمدتا در علم اخلاق به این مسائل پرداخته می شده است، ضرورت نیاز به این باب در فقه احساس نمی شده است.»

به نظر می رسد با وجود اشتراكاتي كه دو علم فقه و تربيت در موضوع (اعمال و رفتارهاي انسان)، هدف (حركت به سوي كمال)، قلمرو (تمام مقاطع زندگي انسان)، مسائل و ماهيت(كاربردي بودن) دارند، تفاوتهايي مانند تفاوتهاي ذيل، ضرورت تدوين اصول فقهي كاملتر را جلوه‌گر مي كند. كه اين اصول فقه بايد برگرفته از اصول فقه رايج و بحثهای اصولی خاصّ فقه تربیتی باشد.

-تفاوتهاي فقه و تربيت:

الف.مباني: بيشتر مباني فقه، از اخلاق و كلام است. مثلا قضيّة «قبح عقاب بلا بيان» كه از مباني علم فقه و نتايج عقل عملي است، گزاره‌اي اخلاقي است. و يا مسئله عصمت اهل‌ بيت (عليهم‌السلام) و عدل الهي، گزاره‌‌اي كلامي است كه در فقه مورد استفاده قرار مي‌گيرد. ولي اتخاذ مبنا در علم تربيت، در مسائلي مانند انسان‌شناسي (اعم از عقلي، نقلي و تجربي) و هستي‌شناسي(استفاده از گزاره‌هاي فلسفي) از مختصات مباني علم تربيت هستند و در فقه جستجو نمي شوند.

ب.اهداف: فقه در پي منجزيّت و معذّريت مكلّف و ساختن حجيّت براي اوست. غالب گزاره هايش ناظر به نتيجه نيست. گرچه بيشتر احكام فقه مطابق با واقع است، ولي اصابت به واقع پيدا كردن احكام، دغدغه درجه اوّل فقه نيست. به عبارتي، كارآمدي انديشة فقهي، در فقه رايج جايگاهي ندارد. در حالي كه تربيت، به دنبال آثار و نتايج گزاره‌هاي خود رفته و از آنها بازخورد مي‌گيرد. مطابق با واقع بودن دغدغه اصلي علم تربيت است، لذا جوّ غالب گزاره‌هايش، از جنس گزاره‌هاي نتيجه‌گراست. به عنوان مثال در تنبيه كودك، نفس تنبيه كردن يا تنبيه نكردن براي «فقه تربيتي» موضوعيت ندارد بلكه آثاري كه از انجام و يا عدم انجامِ تنبيه حاصل مي‌شود، مورد نظرش بوده و در استخراج حكم، از آن آثار كمك مي‌گيرد ولي فقه رايج با توجه به ادّله و صرف‌نظر از آثار، حكم مي‌دهد.

ج.روشها: روش استناد گزاره‌ها در فقه، تحليل متون نقلي است و استفاده از عقل در فقه، محدود به عقل نظري براي كشف ملازمات است. عقل عملي (مستقّلات عقلي) نيز صغراي فقهي ندارد. در حاليكه از عقل عملي در استناد كردن گزاره‌هاي تربيتي استفاده‌هاي زيادي مي‌شود.

د. منابع: علم تربيت علاوه بر منابعي كه در فقه قابل استفاده است، از گزاره‌هاي تجربي، آماري و تحليلهاي آزمايشگاهي نيز در استخراج احكام استفاده مي‌كند تا مجالي براي فهم بهتر شريعت حاصل شود.

 

۴.نتیجه

نگاه فقهی به تربيت موجب تشکیل فقه تربیتی می شود. فقه تربیتی به عنوان یکی از دانشهای مربوط به تربیت اسلامی در عرض اخلاق تربیتی و فلسفه تربیتی، مي تواند در نگاهی کلان و نظام‌وار، راه رسیدن به نظام‌سازی تربیتی اسلام را هموار سازد.

منابع:

 حجت السلام و المسلمین اعرافی، فقه تربیتی جلد اول.

 مجله علمي تخصصي معرفت، ص ۱۳.


کانال تلگرامی خانه طلاب جوان:

https://t.me/joinchat/AAAAAEFHQaGzdO-LLhdwYA


افزودن دیدگاه جدید

CAPTCHA
...
Fill in the blank.‎